تبليغاتX
my dreams

چندتاگل خوشگل واسه شمادوستان گلم.

calceolaria herbeohybrida

...........................................................................................................................................

آماريليس

..........................................................................................................................................

پريمولایاپامچال

...........................................................................................................................................

اطلسی

...........................................................................................................................................

Gaillardia

.........................................................................................................................................

نسترن

 

+ نوشته شده در ساعت 18 توسط نفس گير |

زندگی هدیه ای حاضر و آماده نیست...

زندگی هدیه ای حاضر و آماده نیست .
تو از زندگی همان میوه ای را بدست می آوری
 که بذر آن را کاشته ای.
بخاطر بسپار :
زندگی اسم نیست فعل است .
زندگی عشق نیست عاشق شدن است .
زندگی ترانه نیست ترانه خواندن است .
زندگی رقص نیست رقصیدن است .
 
 
 
+ نوشته شده در ساعت 11 توسط نفس گير |

زندگی رسم خوشایندیست

 زندگی رسم خوشایندی است


زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ


زندگی پرسشی دارد به اندازه عشق


زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود


زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد...

 

+ نوشته شده در ساعت 11 توسط نفس گير |

تشکر

از تو متشکرم به خاطر همه ی خاطراتی که تو ذهنم جاگذاشتی.


از تو متشکرم به خاطر اینکه باعث شدی تا بفهمم که دوست داشتن کسی که دیگه دوستت نداره چقدر احمقانه است .


از تو متشکرم به خاطر لحظه هایی که به من بخشیدی و لحظه هایی که از من گرفتی.


از تو متشکرم به خاطر اینکه به من یاد دادی که راحت بتونم فراموش کنم ولی به من یاد ندادی که با فراموش کردن هر چیزی خودم هم به فراموشی سپرده می شم .


از تو متشکرم به خاطر اینکه به من فهموندی که دلدادگی دروغه و هر کس از عشق گفت صددرصد دروغگوی بزرگی خواهد بود .


از تو متشکرم به خاطر اینکه باعث شدی مسیر زندگیم رو عوض کنم و با آدمها همان طور که خودم دوست دارم ، زندگی کنم .


از تو متشکرم به خاطر هر آنچه که من فهمیدم بعد از اینکه از تو کلمه خداحافظ رو شنیدم .


از تو به خاطر خيلی چيزهای ديگه هم متشکرم اما می ترسم که با گفتن اونها تو را از ياد ببرم ... 

 

 

 

چون رز هم داره تقدیمش میکنم به عشق ام!

 

+ نوشته شده در ساعت 11 توسط نفس گير |

پرنده ی خارزار

به احتمال ۶۰ درصد فیلم پرنده ی خارزارو دیدید.خدای من!فوق العاده بود.

این متن ابتدای فیلمه.

در افسانه ها از پرنده ای شگفت انگیز یادشده است...

پرنده ای که تنها یکبار در طول زندگی اش آواز می خواند...

از بدو تولد او به دنبال  خارزار است و تا آن را نیابد آرام ندارد.

آن گاه که یافت تیز ترین و بلند ترین خار را انتخاب می کند .

وخود را به میان آن خار می افکند...

و زیباترین آواز را سر می دهد تا جایی که جان میسپارد...

و بلبلان و چکاوکان با مرگ او آواز سر می دهند...

او تمام زندگی خود را به یک آواز میبازد...

آوازی که همه آن را می شنوند...

و خداوند و فرشتگان نیز در آسمان گوش فرا می دهند...

ولبخند بر لبانشان جاری می گردد.............................

 

+ نوشته شده در ساعت 16 توسط نفس گير |

2روز دنيا

چند نفر آهنگ هاي داريوش رو دوست دارن!؟!

آهنگ ۲ روز دنياشو تقديم مي كنم به همه ي دوستاني كه قلبشون مالامال از عشقه.

در دو روز عمر كوته سخت جاني كرده ام.

با همه نا مهربانان مهرباني كرده ام.

هم دلي هم آشياني هم زباني كرده ام.

بعد از اين بر چرخ بازيگر اميدم نيست نيست.

آن سر انجامي كه بخشايد نويدم نيست. نيست.

هديه از ايام جز موي سپيدم نيست نيست.

من نه هرگز شكوه اي از روزگاران كرده ام.

نه شكايت از دورنگي هاي ياران كرده ام.

گرچه شكوه بر زبانم ميفشارد استخوانم.

من كه با اين برگ ريزان روز و شب سر كرده ام.

۱۰۰گل اميد را در سينه پر پر كرده ام.

دست تقدير اين زمانم كرده همرنگ خزانم.

پشت سر پل ها شكسته.پيش رو نقش سرابي.

هوشيار افتاده مستي.در خرابات خرابي.

مهرباني كيميا شد.

مردمي ديريست مرده.

سرفرازي را چه داند.

سر به زيري سر سپرده.

ميروم دل مردگي ها را ز سر بيرون كنم.

گر فلك با من نسازدچرخ را وارون كنم.

بر كلام نا هماهنگ جدايي خط كشم.

در سرود آفرينش نغمه اي موزون كنم.

در ۲روز عمر خود بسيار حرمان ديده ام.

بس ملامت ها كزين نا مردمان بشنيده ام.

سر دهد در گوش جانم.

موي همرنگ شبانم.

من كه عمر رفته بر خاكستر غم چيده ام.

زين سبب گردي ز خاكستر به خود پاشيده ام.

گر بمانم يا نمانم.

بنده ي پير زمانم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در ساعت 16 توسط نفس گير |

شخصیت خود را بهتر بشناسید

 

سلام.به یه تست  روانشناسی برخورد کردم.واسه من که جالب بود.واسه همین گذاشتم توو پست تا شما هم امتحان کنید.

روش کار :

 قبل از اینکه به قسمت پاسخ ها بروید به سوالات زیر پاسخ دهید و بر روی کاغذ یاداشت کنید سپس به قسمت پایین مقاله و پاسخها مراجعه کنید .
پرسش های زیر را بخوانید و
موقعیت های داده شده را در ذهن خود به تصویر بکشید و اولین تصویری را که به ذهنتان می آید،یادداشت کنید.سعی کنید سوال ها را بیش از حد، بررسی نکنید.این آزمون، نوعی آزمون روانشناسی است، و پاسخ های داده شده به پرسش ها، مستقیما با ارزشها و ایده هایی که شما در زندگی شخصی دارید، مرتبط هستند.قلم وکاغذ بردارید و جوابها را یادداشت کنید.

 

1_در جنگل ، در حال قدم زدن با شخصی هستید، شخص همراه شما کیست؟
2_باز هم در جنگل، قدم می زنید. حیوانی را می بینید.میتوانید بگویید چیست؟
3_چه تعامل یا ارتباطی بین شما و آن حیوان ایجاد می شود؟
4_به اعماق جنگل می روید.وارد محوطه ای بدون درخت می شوید و در مقابل خود، خانه رویایی و ایده آلی را که در ذهن داشتید می بینید آنرا توصیف کنید؟
5_آیا دور خانه شما نرده یا توری وجود دارد؟
6_وارد خانه می شوید. به
اتاق ناهارخوری می روید و میز ناهار خوری را می بینید..توضیح دهید روی میز و دور و بر آن چه می بینید؟
7_ از در پشت خانه خارج می شوید. بر روی چمنها یک فنجان قرارگرفته است.جنس فنجان از چیست(سرامیک،شیشه،کاغذ،چینی و . . .)؟
8_با فنجان چه می کنید؟
9_در
حاشیه و اطراف خانه قدم می زنید و خود را کنار آب می بینید، آبی که می بینید چه نوع است(دریا،اقیانوس،نهر،رودخانه،دریاچه و . . .)؟
10_چگونه از روی آب می گذرید؟

پاسخ های خود را در ادامه مطلب بررسی کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت 11 توسط نفس گير |

دیدار

لحظه دیدار نزدیک است
باز من دیوانه ام, مستم
باز می لرزد دلم, دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم
های! نخراشی به غفلت گونه ام را تیغ
های! نپریشی صفای زلفکم را, دست
و آبرویم را نریزی دل!
ای نخورده مست
لحظه دیدار نزدیک است...

 

+ نوشته شده در ساعت 10 توسط نفس گير |

ع ش ق

از شبنم عشق خاک آدم گل شد.

شوری برخواست.فتنه ای حاصل شد.

صدنشتر عشق بر رگ روح زدند.

یک قطره از آن چکید و نامش دل شد...

 

+ نوشته شده در ساعت 10 توسط نفس گير |

واسه عشقتون بمیرید

در ميان باغ گل ، هدهدي سرگشته و آزاد بود


 

بي غم و اندوه و از آزادي اش دلشاد بود


 

گرم عيش و نوش و مست از بوي گلهاي زياد


 

فارغ از دلبستگي ها و سرش پر باد بود


 

خانه اش روي درخت سرو و بر بالاي باغ


 

صبح و شب گرم غزل خواني با فرياد بود


 

اندکي از روزهاي عيش و خوش بودن گذشت


 

خانه ي هدهد، بدون روح و بي بنياد بود


 

قصد هجرت بهر پيدا کردن يارش نمود


 

چون بدون يار بزم شادي اش بر باد بود


 

در هواي عشق و با شوق وصالش پر کشيد


 

خانه ي قلبش به ياد همرهش آباد بود


 

تا که او را ديد، ناگهان از هوش رفت


 

از براي عشق شيرين گوئيا فرهادبود

 

 

 

+ نوشته شده در ساعت 16 توسط نفس گير |

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس